۳ مطالبه آژانسهای مسافرتی برای عبور از بحران
در حالی که صنعت گردشگری همواره یکی از ستونهای اصلی اقتصاد کشور بوده است؛ اما امروزه سایه تبعات ناشی از جنگ در ایران و منطقه، بر سر آژانسهای مسافرتی و واحدهای خدماتی سنگینی میکند.
کن نیوز| از تعطیلی ناگهانی برخی دفاتر گرفته تا فشار سنگین بدهیهای سازمان تأمین اجتماعی و نبود تسهیلات بانکی با نرخ بهره پایین، زنجیره فعالیت این واحدها را با تهدید روبهرو کرده است.
به گزارش کن نیوز؛ به تازگی نبیپور، معاون سیاسی و اجتماعی استاندار خراسان رضوی نیز اعلام کرد: «جنگ تحمیلی، اقتصاد خدماتی استان را با آسیب بسیار شدیدی مواجه کرده؛ بهطوری که حدود ۶۰درصد از حوزههای خدماتی؛ بهویژه بخشهای گردشگری، سفر و گردشگری سلامت را تحت تأثیر قرار داده است». در گزارش پیش رو، به بررسی آسیبهای وارده به حوزه دفاتر خدمات سفر و درخواستهای جدی فعالان این حوزه از دولت میپردازیم.
مهلت دهند تا تنفسی ایجاد شود
رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی استان خراسان رضوی در گفتوگو با طوس درباره میزان خسارت وارده به دفاتر خدمات مسافرتی به واسطه وضعیت جنگ در استان میگوید: طبق اعلام سازمان میراث فرهنگی، از همکارانمان خواستهایم میزان خسارتهای وارده را به ما اعلام کنند تا بتوانیم گزارش دقیقی را به دولت ارائه دهیم. از ابتدای جنگ، برخی از واحدهای ما مجبور به تعطیلی واحد خود شدند و این موضوع را به سازمان میراث فرهنگی هم اعلام کردند. بیشک چنین واحدهایی تعدیل نیرو هم داشتند؛ اما واحدهای فعال سعی کردند تعدیل نیرو نکنند؛ ولی از اواخر جنگ رمضان شرایط رو به بهبود رفته و فعالیتها در قالب تورهای داخلی از سر گرفته شده است.
محمدسعید ولیزاده در پاسخ به این پرسش که انتظار شما از دولت چیست، تصریح میکند: ما بیش از آنکه به دنبال کمکهای مستقیم مالی باشیم، خواهان حمایتهای ساختاری هستیم؛ به طور مثال در زمینه تأمین اجتماعی و دارایی، مهلت پرداختها را افزایش دهند تا تنفسی ایجاد شود و پس از آن دوباره دفاتر بدهیهای خود را بپردازند. همچنین پیشنهاد ما ارائه تسهیلات بانکی با بهره بسیار کم به آژانسهاست تا بتوانند زیانهای خود را جبران کنند.
نخستین آسیبدیده و آخرین احیاشونده
مدیر یک آژانس مسافرتی نیز درباره وضعیت این صنعت در شرایط جنگ میگوید: واقعیت تلخ در مورد صنعت گردشگری این است که این حوزه در بحرانها؛ بهویژه بحرانهای امنیتی و جنگ، نخستین جایی محسوب میشود که حتی با یک خبر ضربه میخورد و متأسفانه آخرین گروهی است که پس از عادی شدن شرایط، دوباره به چرخه برمیگردد. چون گردشگری به طور مستقیم با آرامش روان و احساس امنیت مردم در ارتباط است.
مرتضی قاسمی با بیان اینکه صنعت گردشگری با شروع جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ گرفتار یک زنجیره بحران شد که تاکنون اجازه نفس کشیدن به این صنعت را نداده، میافزاید: درست وقتی تصور میکردیم فضا در حال آرام شدن است، با وقایع دی ماه ۱۴۰۴ روبهرو شدیم که امنیت روانی سفر را کاملاً مختل کرد و از اسفند سال گذشته تاکنون درگیر تنشهای جنگ هستیم. در واقع هر کدام از این اتفاقات مثل یک ضربه کاری به پیکر نیمهجان صنعت گردشگری عمل کرد. ما در یک بنبست طولانی قرار گرفتهایم و گردشگری طبق معمول، نخستین بخش اقتصاد است که فرو میریزد و آخرین بخشی خواهد بود که دوباره قد راست میکند!
وی با اشاره به برآوردهای مطرح شده اظهار میکند: میزان خسارت وارده به دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری در این دوره از مرز ۱۰هزار میلیارد تومان فراتر رفته است. این خسارت فقط عدد و رقم روی کاغذ نیست! ما با لغو ۱۰۰درصدی تورهای ورودی، تورهای خروجی و داخلی مواجه شدیم. قسمت بزرگی از این خسارت مربوط به نقدینگی است؛ یعنی بخش زیادی از پولی که ما به ایرلاینهای خارجی و هتلها پرداخت کرده بودیم، به دلیل شرایط جنگی و کنسلی پروازها، سوخت شد یا بازگشتش ماهها زمان میبرد. این رقم خسارت اعلام شده یعنی فروپاشی معیشت هزاران کارمند آژانس هواپیمایی، راهنمای تور و راننده که از دی ماه تا امروز عملاً رنگ رزرو یک تور واقعی را هم ندیدهاند. در واقع کارکنان و راهنمایان تور که سرمایههای معنوی ما هستند، عملاً ماههاست هیچ درآمدی ندارند و در حال مهاجرت از این حرفه هستند.
از بین رفتن سرمایه مالی و انسانی آژانسها به واسطه جنگ و مسائل دی ماه
مدیر آژانس مسافرتی بیان میکند: تا پیش از اعلام آتشبس، عملاً بیش از ۹۰درصد دفاتر آژانسها در حالت تعطیلی مطلق بودند. وقتی پروازی نیست، وقتی امنیت روانی وجود ندارد و تورها یکی پس از دیگری کنسل میشوند، باز نگه داشتن دفتر فقط تحمیل هزینههای جاری مثل برق و تلفن و اجاره بود؛ اما دردناکترین بخش این بحران برای ما، بحث تعدیل نیرو بود. ما در صنعت گردشگری با نیروی انسانی متخصص سر و کار داریم؛ کسانی که سالها تجربه کسب کردهاند؛ اما متأسفانه به دلیل نبود نقدینگی و صفر شدن درآمدها، بسیاری از همکاران من و خود ما مجبور شدیم دست به تعدیل نیرو بزنیم. تلخی ماجرا اینجاست که وقتی این نیروهای متخصص از بدنه گردشگری جدا میشوند، بازگرداندن دوباره آنها پس از عادی شدن شرایط تقریباً غیرممکن است. ما نه تنها سرمایه مالی؛ بلکه سرمایههای انسانیمان را هم در این جنگ و بحرانهای پس از دی ماه از دست دادیم.
قاسمی با بیان اینکه تاکنون هیچ بسته حمایتی که دردی از ما دوا کند، ارائه نشده، تأکید می کند: صحبت از تسهیلاتی شده که به ازای هر نیروی لیست بیمه، مبلغ ۲۲میلیون تومان وام بدهند؛ اما بیایید واقعبین باشیم. این وام با سود ۱۲درصد و بازپرداخت دو ساله، برای مجموعهای که درآمدش صفر شده، بیشتر شبیه یک بدهی جدید است تا حمایت! برای مدیری که حتی در پرداخت حق بیمه و مالیات دوران رکود هم مشکل دارد، گرفتن وامی که چند ماه دیگر باید قسطش را بدهد، گرهی را باز نمیکند. در حال حاضر نه تنها هیچ قانون حمایتی جدیدی وضع نشده؛ بلکه ما در این مدت شاهد هیچ انعطافی در قوانین سختگیرانه قبلی هم نبودیم. دولت به جای اینکه در شرایط جنگی و بحرانی، قوانین را به نفع بقای کسبوکارهای خدماتی تلطیف کند، عملاً ما را در برابر توفان بحرانها تنها گذاشته است. انگار نه انگار که این صنعت با خاک یکسان شده؛ نه در بحث مالیات، نه در مورد بیمه و نه در تعهدات بانکی، هیچ تغییر معناداری که باری از دوش ما بردارد، ایجاد نشد.
وی درباره راهکار و انتظاری که از دولت وجود دارد، میگوید: اگر دولت میخواهد در ماههای آینده شاهد موج دوم تعطیلیها و ورشکستگیهای کامل نباشد، باید سه گام فوری بردارد؛ نخست تنفس مالیاتی و بیمهای که از طریق بخشودگی مالیات بر عملکرد و سهم بیمه کارفرماست؛ چون برای واحدی که درآمدش به صفر رسیده، مطالبه مالیات و بیمه یعنی فشار برای بستن همیشگی آن واحد.
مدیر آژانس مسافرتی، تسهیلات واقعی و ارزانقیمت را دومین راهکار دانسته و میافزاید: وامهای جزئی مثل ۲۲ میلیون تومان با سود ۱۲درصد، بیشتر شبیه یک شوخی است. ما نیاز به تسهیلاتِ سرمایه در گردش با نرخ سود تکرقمی و دوره تنفس دستکم یکساله داریم تا بتوانیم نقدینگی سوختشدهمان را جبران کنیم.
قاسمی ادامه میدهد: تسهیلگری در قوانین کنسلی، سومین راهکار در این زمینه است؛ دولت باید بهعنوان داور وارد شود و ایرلاینها و هتلها را موظف کند که مبالغ کنسلی را به سرعت به آژانسها برگردانند تا ما شرمنده مسافران نشویم. دولت باید بپذیرد که گردشگری در شرایط فورسماژور قرار دارد. اگر امروز با معافیتهای موقت و حمایتهای واقعی از ما محافظت نکنند، فردا باید هزینههای بسیار سنگینتری برای بیکاری هزاران نفر و نابودی زیرساختهای گردشگری کشور بپردازند. ما صدقه نمیخواهیم، ما فقط فضایی برای بقا میخواهیم.
فاصله میان واقعیت میدان و سیاستهای موجود
به نظر میرسد میان واقعیت تلخ میدان و سیاستهای حمایتی دولت، شکاف عمیقی دیده میشود. نبود انعطاف در قوانین مالیاتی و بیمهای، در کنار تسهیلات غیر واقعی، عملاً امکان بازگشت به چرخه فعالیت را از آژانسهای مسافرتی میگیرد. برای جلوگیری از فروپاشی زنجیره گردشگری، دولت باید از نقش ناظر خارج شده و با اعمال معافیتهای موقت، حمایت از سرمایه در گردش و تسهیلگری در فرایند کنسلی، به دنبال نجات این صنعت باشد؛ در غیر این صورت، بحران بیکاری فعالان یک صنعت و از بین رفتن آن، بسیار پرهزینهتر از پذیرش این درخواستهای منطقی خواهد بود.
ارسال نظر